آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۱ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

من خودم که باردار بودم و حتی هنوز از خوندن خاطره زایمان ها خیلی لذت می برم. زایمان یه تجربه خیلی بزرگ، خیلی هول انگیز و خیلی قشنگه. انشاالله که مال همه ختم به خیر بشه. خودم خیلی دلم می خواست در باره این تجربه عظیم که از سرم گذشت با کسی حرف بزنم. فکر کنم همه همین طور هستند که دوست دارند کمی درباره اتفاقات عظیم زندگیشان با دیگران حرف بزنند. اما توی دنیای معمولی انگار کسی زیاد علاقه ندارد از این خاطرات چیزی بشنود! یکی دوباری که سعی کردم با دوستانم سر حرف را در این مورد باز کنم علاقه ای نشان ندادند. شاید چون توی موقعیتش نبودند یا شاید چون من یه کمی زیادی تنها هستم! این ها را خیلی وقت پیش نوشتم. شاید هشت، نه ماهی می شه که نوشتمشون. اون روزها خیلی درگیر احساسات بودم. هم به خاطر هورمون ها و هم اینکه هنوز خیلی چیزها را فراموش نکرده بودم. اما باز هم نوشته هام نتونسته بزرگی ماجرا را نشون بده. نوشته هنوز هم نصفه است. تا کی وقت کنم و بشینم سر فرصت از اونها بنویسم. دلم می خواست اونها را زودتر بنویسم اما نشد. حیف. چون نوشته های خیلی خانمانه  است و دوست ندارم آقاها بخوانند نوشتم توی ادامه مطلب. اگر کسی (خانمی) گذارش به اینجا افتاد و دلش خواست بخواند و رمز خواست بگوید تا بدهم. قسمت اول که در واقع پیش درآمد است را اینجا  نوشته ام.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۳ ، ۱۰:۲۱
آذر دخت