آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

بایگانی

چی می‌شه؟

دوشنبه, ۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۲۸ ق.ظ

این روزها فکرهای زیادی توی سرم دور می‌زنه. اینکه این شرایط به چی ختم می‌شه؟ چه اتفاقی می‌افته؟ وقایع به چه سمت و سویی می‌ره؟
بحث و تبادل نظر خیلی زیاده. اینکه کی درست می‌گه و راه حل چیه؟
خیلی فاکتورها نامشخصه. این که روند وقایع به چه سمتی می‌ره. مهمترین دلیلش اینه که یه عنصر غیرقابل پیش‌بینی مثل ترامپ اون سمت قضیه است که تحت هیچ شرایطی نمی‌شه پیش‌بینی کرد چی توی سرش می‌گذره. 
اما من خودم چی فکر می‌کنم؟ چی می‌خوام؟ 
من معتقدم که شرایط فعلی را نمی‌خوام. چی را می‌خوام عوض کنم؟ چی بیشتر از همه اذیتم می‌کنه؟ اول از همه فساد و ناکارآمدی. حکومت فعلی فاسد و ناکارآمده و واقعا فکر نمی‌کنم کسی بتونه این را تکذیب کنه. بعد از اون تبعیض و بی‌عدالتی. یکی از بزرگترین آرزوهام اینه که کشور را بدون تبعیض ببینم. تبعیض بین زن و مرد. تبعیض بین خودی و ناخودی. تبعیض بین سهمیه‌ای و آدم معمولی. یکی از چیزهایی که خیلی روحم را خراش می‌ده این تبعیض‌هاست. مورد بعدی شعارزدگی و مزخرفگویی و دشمنی با غربه. من عمیقا معتقدم که این مملکت درست نمی‌شه مگر وقتی که شعار مرگ بر امریکا را کنار بگذاره. تا زمانی که حکمرانی ما بر اساس این این ایدئولوژی پیش بره، چیزی درست کار نخواهد کرد. و البته که جدایی از حامعه‌ی جهانی. محدودیت‌های اینترنت، چه اونهایی که بر اثر فیلتر ایجاد شده و چه اونهایی که بر اثر تحریم، خیلی آزاردهنده است. عدم دسترسی به بازارهای مالی جهانی. عدم امکان داشتن کردیت کارت. مشکلات عدیده گرفتن ویزا و هزار و یک مشکل دیگه که به خاطر اینکه شهروند یک کشور غیرعادی هستیم سر راهمون قرار داره. این روزها خیلی‌ها مثال چین را می‌زنند. اینکه بدون استفاده از سرویس‌های جهانی دارند زندگی و کار می‌کنند و شبکه‌های داخلی خودشون را دارند. اما خوب اولا که فیلتر بودن گوگل و واتزاپ با قطع بودن ترافیک جهانی کاملا متفاوته. ثانیا جامعه و فرهنگ چین با ایران فرق می‌کنه. در یک مثال سردستی‌اش اینکه تقریبا شصت درصد جمعیت چین آتئیست هستند. شما مقایسه کن با جامعه ایران. وقتی می‌خوای دو تا کشور و دو تا جامعه را با هم مقایسه کنی، تمام فاکتورهای جامعه‌شناختی را باید با هم مقایسه کنی. 
خوب، شرایط ایده‌آل من اینه که این تغییرات بر بستر همین نظمی که الان جریان داره اتفاق بیفته. یعنی من امید داشته باشم که حکومت تصمیم بگیره خودش را اصلاح کنه. مسیری که منجر شده به این شرایطی که کار نمی‌کنه را اصلاح کنه. شعار را کنار بگذاره. خرافات را دور بریزه. بر اساس حقایق امروز جهان و بر اساس مصالح مردم و مملکت خودمون پیش بره. آیا امکان پذیره؟ آیا این اصلاحات شدنیه؟ راستش من خیلی امیدوار بودم. تا همین زمان جنگ ۱۲ روزه هم امیدوار بودم که پیام را دریافت کنند. روال اتفاقات را کنار هم بگذارند. شروع یک دوره جدید را درک کنند. خودشون را منطبق کنند و جلوی آسیب‌های بیشتر به کشور و مردم را بگیرند. اما طی این شش ماه خیلی خیلی ناامید شدم. یک اقلیت توی این کشور، بابت چسبیدن با یک سری آرمان پوسیده که دیگه حتی موضوعیت هم نداره، حاضرند کل مملکت، اون چیزی که طی سال‌ها ساخته شده و شکل گرفته را فدا کنند. جان مردم براشون اهمیتی نداره. حتی تمامیت مرزی مملکت هم براشون اهمیتی نداره. چون دیدی نسبت به ملت ندارند. برای اونها امت مهمه. مثلا حاضرند بابت آرمان فلسطین موجودیت ایران و جان ایرانی را به خطر بندازند. همه‌اش هم به خاطر اینکه متوهمانی هستند که دیدگاه آخرالزمانی دارند. منتظرند که منجی ظهور کنه و دنیا به آخر برسه.
چیزی که می‌بینم اینه که اینها بدون تغییر در دیدگاه و طرز فکر و عملکردشون، دارند مملکت را به سمت آشوب، جنگ و نابودی پیش می‌برند. 
دوراهی سختیه، یک جرثومه ناکارآمد فاسد که قصد اصلاح نداره و چنبره زده روی مملکت. حالا یا باید حضورش را بپذیریم یا جایگزینش؟ بذار پیشفرض‌هام از مباحث مطرح فعلی را بگم:
من قطعا از جنگ متنفرم. به هیچ عنوان فکر نمی‌کنم که جنگ می‌تونه راهکاری خوب و درست باشه. اصلا فکر نمی‌کنم که جنگ قرار نیست به انسان‌‌های بیگناه صدمه بزنه. 
من معتقد نیستم که ایران در خطر تجزیه باشه. ساختار ایران با ساختار عراق، سوریه و حتی کشورهای شوروی فرق می‌کنه. ایران یک تمدن باستانیه. ایران یک هویت قدیمیه. مشکل کشورهای عربی بی‌هویتی و بی‌تاریخی و ساختار حکومت قبیله‌ایشونه. ایرانی‌های هزاران ساله که به زندگی تحت حاکمیت مرکزی عادت دارند. 
خطر آشوب و به هم ریختگی و فرصت طلبی داعش‌ و امثالش را زیاد می‌بینه. و خطر تبدیل شدن حیدر حیدرهای فعلی به چیزی شبیه داعش را خیلی زیاد می‌بینم. 
از پهلوی اصلا خوشم نمی‌آد. آدم فرصت‌طلب بی‌عرضه‌ای می‌بینمش. دیدش نسبت به ایران همون دید لس‌آنجلس‌نشین‌های پولداره. برداشت درستی از شرایط حاکم بر ایران ندارند. جامعه ایران را درست نمی‌شناسند. نسخه‌هایی که برای جامعه ایران می‌پیچند غیرواقعی و بی‌منطقه. 
ادامه‌ی فشارهای بین‌المللی و اقتصادی روی کشور را کشنده می‌دونم. ایران به شرایط بحرانی رسیده. سال‌ها ناکارآمدی و کمبود منابع مالی و اولویت‌بندی‌های نادرست،‌ زیرساخت‌های کشور را فرسوده کرده. این شرایط اگر بخواد ده سال دیگه ادامه پیدا کنه، کشور به یک ویرانه تبدیل می‌شه و در این بین هیچ کس جز مردم ضرر نمی‌کنه. فقر مالی و فقر فرهنگی بیداد می‌کنه و امید به آینده هر روز کمتر از قبل می‌شه. تمام جوان‌های مملکت به فکر رفتن و فرار کردند. موج مهاجرت واقعا کمرشکن شده. واقعا به صلاح مملکت نیست که مدت خیلی زیادی به این وضعیت ادامه بده. 

روزی که امریکا به عراق حمله کرد (سال 81) من کنکور داشتم. 23 سال از اون زمان گذشته. یک عمره. این روزها می‌بینم که کم‌کم عراق داره روی پاهای خودش بلند می‌شه. اما مسیر خیلی طولانی و پر از رنجی را اومدند و هیچ تضمینی نیست که دوباره توی دره نیفتند. 

مطمئنم که سرنوشت ما برای مردم و سیاستمدارهای دنیا پشیزی اهمیت نداره. اگر امروز و الان دارند روی اتفاقات ایران مانور می‌دهند، چند روز بعد چیزی دیگه‌ای پیدا می‌کنند که بهش بچسبند و در موردش حرف بزنند. کشور ما یک بخش کوچک از دنیا و این روزهایی که بر ما می‌گذره یک پاراگراف کوچک از تاریخ است. هیچ امیدی به این ندارم که از طرف مجامع جهانی خیری بهمون برسه. تمام این سازمان‌ها و نهادها از معنی و مفهوم خارج شدند و هیچ توانی برای ایجاد هیچ تغییری در اتفاقات ندارند.
همه‌ی اینها را که می‌ریزم روی میز،‌ نمی‌دونم واقعا چه اتفاقی می‌خواد بیفته. حتی نمی‌دونم چه اتفاقی دلم می‌خواد بیفته. دلم می‌خواد که اوضاع سریع رو به بهبود بره اما ظاهرا صبر خیلی زیادی لازمه و آسیب‌هایی که قراره ببینیم، خیلی بیشتر از اون چیزیه که فکر می‌کردیم و عمر ما هم خیلی کوتاهه. 
حقیقتش من دیگه کم‌کم آرزوهام برای خودم را خاک کردم. گذشت و تموم شد. اما بچه‌هام؟ فقط دلم می‌خواد امیدی به آینده اونها در این کشور داشته باشم. همین.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴/۱۱/۰۷
آذر دخت

نظرات  (۲)

ممنون ازین پست. دغدغه‌هاتون برای منم هست و توصیفهاتون بنظرم معقوله.

پیش بینیم اینه که امریکا ذره ذره فشارش رو بیشتر می‌کنه. اگر حکومت ما انعطاف نشون نده، امریکا ورود زمینی هم میکنه، احتمالا نیروهای طرفدار ج.ا رو به بخشی از کشور میرونه (سمت خراسان مثلا) و نقاط حساس رو خودش تحت کنترل خواهد گرفت. شبیه سناریوی عراق!

پاسخ:
ممنون از نظرتون. 
راستش تا حالا به همچین سناریویی فکر نکرده بودم. چنین چیزی هم می‌تونه اتفاق بیفته. 

سلام عزیزم دقیقا حرفهای منو زدی. منم دقیقا دلم میخواست اصلاحات از دل سیستم بیرون بیاد ولی دیگه امیدی ندارم. الان با این همه جوون و آرزوی خاک شده دل همه خون شد و دیگه امیدی نیست اگر همین شرایط ادامه پیدا کنه فک می‌کنم با شکل گیری گروه های مسلح مخالف به سمت سوریه شدن پیش بریم. روزی صد بار میگم کاش بچه نداشتم کاش از ایران رفته بودم و کاش... طفلک‌بچه هامون. با این که او شهر کوچک زندگی می‌کنیم م خونه و ماشین هم داریم و زن و شوهر داریم کار می‌کنیم ولی تامین هزینه های زندگی دیگه غیر ممکن شده هر بار که خرید میرم شوکه میشم . شدیم چرخ زیر آسیاب تحریم های کشنده و مسئولینی که مردمش براش هیچ اهمیتی ندارن. 

پاسخ:
دقیقا همین طوره. و وقتی فکر می کنی که همه‌ی اینها به چه قیمتی و چرا, هیچ جواب قانع‌کننده‌ای براش نیست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی