آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

بایگانی
  • سباستین - سفرنامه منصور ضابطیان از سفر به کوبا - شوخ و شنگ - کوتاه - دوست داشتنی - یه کمی بوی شعار می‌داد برای گرفتن مجوز چاپ. نکته جالب برام این بود که می‌گفت توی کوبا, مردم بدون نگرانی و اضطراب برای آینده, زندگی می‌کنند. مثلا اینکه بچه‌هاشون هیچ ایده‌ای/دغدغه‌ای در مورد اینکه شغل آینده‌شون چی می‌خواد باشه ندارند. اگه برداشت ضابطیان درست باشه, چه زندگی خوبی دارند پس! 
  • عطر خوش مرگ - روایت جنایی از مکزیک - تا حدودی جذاب - راوی احسان کرمی بود که خیلی جالب نبود کارش - فضای کتاب خیلی شبیه اون کتاب دعا برای ربوده شدگان بود که تهمینه میلانی روایت کرده بود و داستانش توی مکزیک می‌گذشت.
  • خانه لهستانی‌ها - کتاب مرجان شیرمحمدی همسر علیرضا افخمی - راستش نمی‌تونم از همسر افخمی بودنش چشم پوشی کنم - دوست داشتم کتاب را - البته فرمول برنده‌ی پسر نوجوان فقیر در خانه‌ی قمرخانمی با مادر و مادربزرگ و خاله و.... را پیاده کرده بود. ولی در کل خوب بود.
  • سقوط - آلبر کامو - فقط به خاطر این تا آخر گوش دادم که می‌خواستم کارهای نویسنده‌های کلاسیک را هم گوش بدهم. یک تک‌گویی بلند و طولانی که بهرام ابراهیمی خیلی برای جذاب اجرا کردنش تلاش کرده بود ولی ملال‌آور بود. حداقلش اینه که زمانش گذشته و به درد این دوره نمی‌خوره موضوع داستان.
  • درمان شوپنهاور- مثل همه کارهای یالوم, یک بستر داستانی برای روایت درباره‌ی رواندرمانی با رویکرد اگزیستانسیالیستی, با نگاه به فلسفه- این بار با نگاه به زندگی آرتور شوپنهاور- کمتر از مسئله اسپینوزا برام خسته کننده بود. البته که دیدگاه فیلسوف‌های اگزیستانسیالیست (نوشتنش از گفتنش سخت‌تره!) برام خیلی جذابه و تو برنامه‌ام هست که مفصل‌تر در مورد دیدگاهشون بخونم.
  • شاهین مالت- فکر کنم توی ژانر نوآر قرار می‌گیره. هر کاری کردم نتونستم ذهنم را از فضای فیلم آزاد کنم. هر چند که فیلم را هم خیلی وقت پیش دیدم اصلا یادم نیست به متن کتاب وفادار بوده کاملا یا نه. در هر صورت سرگرم کننده بود و فقط قیافه همفری بوگارت جلوی چشمم بود!
  • هرگز, هرگز - یه رمان نوجوانانه با قاطی کردن فضای علمی تخیلی وسط داستان آبکی عشقی. از این چرندها که آدم کرمش می‌گیره گوش بده تا تهش!
  • عشق هرگز فراموش نمی‌کند- رمانتیک متوسط با موضوع دمانس یا زوال عقل در افراد جوان- غمگین بود و یه جاهایی یه کمی ملال‌آور - یه داستان موازی هم داشت که بدک نبود. در کل دوست‌داشتنی و غم‌انگیز بود.
  • داستانی زمستانی- یک داستان کوتاه از استفن کینگ. سرگرم‌کننده و جذاب - اما یک توصیف خشن از یک صحنه تصادف داشت که یه کمی حالم را گرفت. مسلما باید هشدار داشته باشه برای کودکان.
  • خداحافظ گری کوپر - جذاب و بی‌پروا. جالب بود که یه مواردی توش بود که بعید بود از تیغ سانسور در امان مونده باشه. حتما موارد بیشتری هم داشته. موضوعش به اوضاع اجتماعی جوانان دهه‌ی شصت امریکا برمی‌گرده - جنگ ویتنام و هیپی گری و سرگشتگی و مواد و.... نکته‌ی جالبش دیدگاه جدید درباره‌ی اقتصاد سوئیس بود که چقدر چرک و کثافت از سر و روش میباره
  • الینور آلیفنت کاملا خوب است- دوست داشتنی و بامزه و غم‌انگیز. در مورد یک دختر که قربانی خشونت خانگی مادرش بود و علیرغم اینکه روی پای خودش ایستاده بود هیچ وقت نتونسته بود اززیر سایه‌ی کابوس‌وار مادرش نجات پیدا کنه. البته که آخرش زیادی هپی‌اند بود ولی در کل دوستش داشتم.
  • ما دروغگو بودیم - رمان نوجوانان غم‌انگیز در باره یک فاجعه که به دست یک جمع نوجوانان یک خانواده متول اتفاق افتاده بود. رفت و برگشت زمانی داشت. در کل جذاب بود.
  • همه‌چیز همه‌چیز- رمان نوجوانان نسبتا آبکی - در مورد یک مادر که هیپوکندریا (بیمارپنداری) در مورد فرزندش داشت و زندگی فرزندش را نابود کرده بود. چندان درخشان نبود.
  • کتاب‌فروشی خیابان ادوارد براون- رمان ایرانی با یه عالمه المان نوستالژیک جوانان دهه پنجاه و شصت. فکر کنم کتاب دهه هشتاد نوشته شده. هنوز خوش‌بینی دهه ۷۰ توی قلم نویسنده هست. دوستش داشتم.
  • دریاچه متروک- کتاب جنایی هیجان‌انگیز پوشالی از زبان زنی که همسرش قاتل سریالی بوده و اون نمی‌دونسته و بعد از اینکه شوهرش دستگیر می‌شه, زندگی اون و دو تا بچه‌اش به شدت تحت تاثیر قرار می‌گیره. یک رساله‌ی غرای امریکایی در مدح اسلحه و تیراندازی.
  • مردی از شب- ادامه کتاب دریاچه متروک بود. از جلد اولش خیلی ضعیف‌تر بود. عین این دنباله‌های آبکی که برای سریال‌ها می‌سازند. ظاهرا 2 یا 3 جلد دیگه هم داره که انگار ترجمه نشدند.
  • هر آنچه دوست داری از دست خواهی داد - داستان کوتاه از استفن کینگ. در مورد یه آدم با زندگی خسته‌کننده که کارش ویزیتوری توی جاده‌های امریکا بود و سرگرمی‌اش جمع‌آوری نوشته‌های دیوار توالت‌های بین راهی. راستش مطمئن نیستم که من نصفه کاره گوش دادم یا داستان نصفه و توی هوا تموم شد. باید برم چک کنم!
  • ساندویچ ژامبون- اولین کتابی بود که از بوکوفسکی شنیدم و فهمیدم که بزرگوار به فحش و فحش کاری معروفه. زندگی یه پسر نوجوون /جوون در فضای دوران رکود بزرگ امریکا. این سوژه هم یه جورایی خیلی مصرف شده. ولی در کل جالب بود. یادم نیست آخرش چی شد!
  • دروغ‌های کوچک بزرگ- هم داستان را دوست داشتم, هم شیوه روایت را. با توجه به اینکه در مورد شرایط حاکم بر یک سری مادر بچه‌های دبستانی بود, با خیلی قسمت‌هاش هم همذات‌پنداری کردم. سریال هم داره ظاهرا. دوست دارم ببینم سریال را.
  • دختر پرتقالی- یک کتاب سانتی‌مانتالی که یک نامه است از یک پدر درگذشته به پسر نوجوونش درباره اینکه چطوری با مادرش آشنا شده. خیلی سلیقه من نبود.
  • بازی گذشته- از این رمان‌های ایرانی معاصر که فقط بر پایه‌ی جریان سیال ذهن نوشته می‌شه. از زبان یک پسر/مرد جوان که مادرش ترکش کرده بود و... سلیقه من نبود. 
  • پس از آنکه رفتی- یک رمان عاشقانه سانتی مانتالی که با بخش زیادی از محتواش مشکل داشتم. مثل عادی پنداری خیانت و از این چیزها. دوستش نداشتم.
  • همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها - چند جایی خوندم که بهترین رمان فارسی معاصر و ... یه روایت است از انسان ایرانی معاصر. بی‌خانمان, سرگشته, خسته. قوی بود, داستان جالب بود, اجراش هم که مانی حقیقی بود که کراش دارم روش! اما امان از این جریان سیال ذهن و تعلیق زمانی و عدم روایت سرراست! نمی‌دونم, شاید عیب از منه. اما من از قبل بدونم کتابی مدلش اینجوریه سخت حوصله‌ام می‌گیره برم سراغش. 
  • یکی از ما دروغ می‌گوید- رمان نوجوانان آبکی. برای سرگرمی خوبه.
  • زن دوم- جالب و سرگرم‌کننده بود. زن دوشخصیتی و شوهر بدذات. البته که من از یک جاهایی وسط‌های کتاب تونستم نکته‌ی اصلی را بگیرم اما در کل خط داستانی جالب بود.
  • خالکوب آشویتس- مزخرف. یعنی فکر کن طرف در مورد بازارسیاه راه انداختن توی اردوگاه آشویتس دادسخن می‌ده و با افتخار در موردش حرف می‌زنه. مثلا شکلات جور می‌کرده می‌داده به یه زنه که خوابگاه زنونه را خالی کنه این با دوست دخترش بخوابه! فکر کن! به نظر من بخش عمده‌ایش لاف و گزاف بود.
  • کتابخانه نیمه‌شب- جالب بود. یه دختری که خودکشی می‌کنه و بعد می‌تونه زندگی‌های موازی که می‌تونسته داشته باشه را تجربه کنه. ایده‌ی جالبی بود. البته که یه مقداری سانتی‌مانتال بود اما خوب تفکربرانگیز بود. من دوستش داشتم.
  • جیرجیرک- رمان ایرانی در مورد یک جوان که سال‌های نوجوان/جوانی‌اش با جنگ همزمان شده و بعد دهه‌ی هفتاد و کش و قوس‌های سیاسی. خیلی فضاش آدم را یاد فیلم ناگهان درخت می‌انداخت. رفت و برگشت‌ها زمانی و ... متوسط بود.
  • بی‌دوز و کلک- در مورد یک خانم پرمشغله که برای نگهداری از مادر پیرش پرستار استخدام می‌کنه. مادری که عادت به گروکشی احساسی داشته و اون خانم هم دختر محبوب مادرش نبوده در مقابل خواهر بی‌مسئولیتی که مادر را ول کرده و رفته پی زندگی خودش. نمی‌دونم چرا یه جوری بود! سانسور شده بود یا به سبک اصغر فرهادی نوشته شده بود. بد نبود در کل.
  • راز بین دو نفر- رمان نوجوانان آبکی. برای سرگرمی بد نبود. 
  • آمستردام- داستان جالبی بود که قربانی یک اجرای بد شده بود. در مورد یک خانمی از یک حلقه‌ی دوستی هنری فرهنگی با همه‌ی خصوصیات این گروه‌های دوستی که در سن پایین دچار زوال عقل زودرس می‌شه. اتفاقات کتاب شرایط دوستانش از بعد از درگذشت اون خانم را روایت می‌کنه و پایان غافلگیرکننده‌ای داره. اما همون‌طور که گفتم ترجمه و اجرایی که من گوش دادم خیلی ضعیف بود.
  • بیرون از مولینگار- یک نمایشنامه بود,‌ در مورد دو تا خانواده مزرعه‌دار ایرلندی که پدر (یا مادر؟!) یکی از خانواده‌ها به تازگی فوت کرده. فضای جالبی داشت. کوتاه بود و سرگرم‌کننده.
  • بی‌پناه- در مورد یک خانم خانه دار در یک شهر مرزی فرانسه که حسابی درگیر ماجراها و مصائب مهاجران غیرقانونی می‌شه. تلخ و ناراحت‌کننده از چند جنبه. به خصوص اینکه کشور ما هم خودش یکی از بزرگترین مبداهای مهاجران غیرقانونیه.
  • کشتن موش در یکشمبه- داستانی در مورد یک یاغی/آنارشیست؟ سابق اسپانیایی که حسابی نامی و معروف بوده و حالا رفته فرانسه و یه جورهایی بازنشسته شده. حالا مادرش رو به موته و مردم ازش انتظار دارند که مثل جوونیاش خودش را به خطر بندازه که بیاد مادرش را ببینه.
  • دختر ذرت- یک داستان کوتاه از یک ماجرای هولناک که چند تا بچه مدرسه‌ای رغمش می‌زنند. روایت جالبی داشت.
  • شکار مرگ- نمایشنامه تودرتو در باره یه نمایشنامه‌نویس که قلمش خشک شده و برای راه انداختن قلمش نیاز داره یه جنایت را شبیه‌سازی کنه یا یه همچین چیزی. بدک نبود.
  • راز پرونده مختومه- از سری داستان های پوارو. یادم نیست موضوعش چی بود :). فکر کنم همون ماجرای دندونپزشکی و سگک کفش و اینا بود. ولی واقعا هر بار یکی ازکتاب‌های آگاتا کریستی را گوش می‌دهم حس می‌کنم که چقدر نابغه بود به نسبت زمان خودش!
  • انجمن شاعران مرده- خوب واقعا فیلم بهتر از خود کتاب ساخته شده. اما باز هم خواندن کتاب حال و هوای خودش را داره. و کاش همیشه یه کاپیتانی به آدم یادآوری کنه که دم را غنیمت بشمار!
  • شاه, بی‌بی, سرباز- این هم اولین کتابی بود که از ناباکوف شنیدم. داستان تابو واری بود از عشق زنی به پسری جوان که پسر را وادار می‌کنه شوهرش را بکشه که خوب به یه تراژدی افتضاح ختم می‌شه!
  • کاش کنارم بودی- یک کتاب غم‌انگیز در مورد آشنا شدن یه دختر افسرده و بی‌هدف با یه مرد جوان که به خاطر تومور مغزی در حال مرگه و حافظه‌اش نامتعادله و دست برقضا میلیونر هم هست. خوب دیگه حدس زدنش سخت نیست. زندگی رویایی! :) شوخی کردم. بد نبود.
  • بگذار دروغ بگویم- در مورد زنی که پدرش خودکشی کرده و از این موضوع بسیار رنج می‌کشه و بعد مادرش هم به شکل مشابهی خودکشی می‌کنه و بعد بوووم! می‌فهمه که یه عالمه دروغ بهش گفته شده. ایده جالبی داشت, بد نبود. فقط اینکه آخرش از شوهرش جدا شد خیلی خارجی بود.
  • پیدایت کردم- یه خانمی که سینگل مادر دو تا بچه است, یه آقای جوون خوشقیافه خوش‌هیکل را کنار دریا پیدا می‌کنه که حافظه‌اش را از دست داده (آخ اگه این از دست دادن حافظه نبود چقدر آمار کتابها میومد پایین!) به صورت موازی داستان یه خانمی هم روایت می‌شه که شوهرش را گم کرده و داره دنبالش می‌گرده و به نظر میاد این بابایی که پیدا شده شوهر اون خانمه است, اما موضوع پیچیده‌تر از این حرفهاست! متوسط بود و یه خورده فیلم‌هندی طور!
  • گاهی دروغ می‌گویم- باز هم موضوع از دست دادن حافظه. داستان دقیقا یادم نیست. فکر کنم یه دختری بود که خونه‌شون را آتیش زده بود و بعد مادر دوستش به فرزندی قبولش کرده بود. و کلا دختره چندشخصیتی بود. یادمه که سرگرم کننده بود!
  • زیر تیغ ستاره‌ی جبار- در مورد یک خانمی که توی پراگ زندگی کرده در ایام تسلط کمونیسم. همسرش اعدام شده, خودش سابقه فعالیت سیاسی داشته. با فقر, بیماری, ناامیدی و بدبختی جنگیده و اخرش ول کرده رفته امریکا استاد دانشگاه شده! برام جالب بود. کلا کتاب های در مورد کشورهای کمونیستی برام جالبه.
  • سیزده دلیل برای...- کتاب نوجوانان با محتوای خودکشی در نوجوانان. بدک نبود.
  • گداها همیشه با ما هستند- یه سری داستان کوتاه بود که چندان جذبم نکرد. فضای جنوب امریکا یا شاید امریکای جنوبی.
  • در کمال خونسردی- عالی, جذاب, ژانر مورد علاقه من. ناراحت شدم که چرا تا حالا از کاپوتی کتابی را نخوندم! کتاب علاوه بر اینکه یه داستان جنایی را کاملا جذاب روایت می‌کرد, یه عالمه تحلیل روانشناسی, جامعه‌شناسی و اخلاقی هم داشت و کلا به شیوه یه مقاله تحلیلی با جزئیات نوشته شده بود. در مقایسه با کتاب‌هایی که الان ترند هستند که همه چیز را روی هوا نگه می‌دارند و پایان باز دارند, شاید یه کمی طولانی و روده‌دراز به نظر بیاد اما خوب من خیلی دوستش دادم. من با اجرای اشکان عقیلی‌پور گوش دادم که اجراش عالی بود. بعدا بررسی کردم و فهمیدم که ماجرای قتل خانواده کلاتر واقعی هست و در واقع این کتاب یک رمان ژورنالیستی بوده. خیلی دوستش داشتم.
  • جایی برای آواز خرچنگ‌ها - کتاب درباره‌ی یک دختری بود که خانواده‌ی نابه‌سامانی داشت و این نابه‌سامانی تا اونجا پیش رفت که کل خانواده خونه را ترک کردند و اون که حدودا 5-6 ساله بود تنها موند. داستان روایت این بود که این دختر چطوری تونسته توی تنهایی زنده بمونه,‌ خودش را اداره کنه و تا پیری زندگی‌اش را روایت کرد. در مجموع مثل همه کتاب‌های این مدلی یه کمی شعاری و غیرواقعی به نظر میومد. اما جالب بود.
  • بیبینم نبضتان می‌زند؟!- یک سری داستان کوتاه بود که همه‌اش توی فضای نسبتا سورئال می‌گذشت. اگر درست خاطرم باشه یه داستان توش بود در مورد سه تا دوست که سعی کرده بودند دهه شصت, طلا به/از هندوستان قاچاق کنند و بعد بابتش کلی بدبختی کشیده بودند.
  • تمام آنچه هرگز به تو نگفتم- در مورد یک خانواده نیمه کره‌ای بود و موضوعش درباره‌ی رنجی بود که بچه‌های خانواده‌های دورگه می‌برند و طبق معمول یه پسر گی هم توش بود که درک نمی‌شد و اینا.
  • سه گانه جعفر شهری‌باف: شکر تلخ، گزنه و بازی سرنوشت. یک اتوبیوگرافی نه چندان دقیق از فردی که در اواخر دوره قاجار تا دهه هفتاد شمسی زیسته بود. از نظر آشنایی با فرهنگ و حال و هوای اون روزگار جالب بود خصوصا جلد اول یعنی شکر تلخ. ولی خوب خیلی دقیق نبود دیگه. آدم دوست داره وقتی چیزی را تحت عنوان اتوبیوگرافی می‌خونه دقیق باشه. آخراش هم فکر کنم دیگه کم‌کم نویسنده خیلی پیر شده بود و بی‌حوصله واقعا شلخته و نامنظم بود. ولی در کل جالب بود. از نظر روده‌درازی و پند و نصایح و ... مثل کتاب‌های ادبیات روسیه بود. عقاید نویسنده هم من را به عنوان یک زن قرن جدید خیلی آزار می‌داد چون بسیار زن‌ستیزانه بود..
  • چرخش کلید از روث ور- کتاب ژانر وحشت. پرستاری که برای نگهداری از سه تا بچه وارد یک خانه‌ی قصرمانند بازسازی شده در یک ناحیه دورافتاده اسکاتلند می‌شه و با یه عالمه اتفاقات ماورائی عجیب و غریب روبرو می‌شه در حالی که خودش هم راز بسیار بزرگی داره. کتاب داستان دردناکی داشت و اون پرستار هم یک پرستار ساده نبود.
  • راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب- یک دختر نوجوان برای پروژه پایانی دبیرستانش یک پرونده قدیمی ناپدید شدن یک دختر نوجوان توی شهرشون را انتخاب می‌کنه که حلش کنه. خانواده دختر یک جورهایی خاص هستند. پدرخونده‌اش سیاهپوسته و برادرش دورگه. کسی هم درگیر ماجرای قتل بوده خانواده هندی داره. یک جورهایی اشاره به حقوق اقلیت‌ها. جالب بود.
  • دختر خوب، خون بد- ادامه‌ی راهنمای کشف قتل از یک دختر خوب. ادامه داستان و عواقب کشف ماجرای قتل کتاب قبلی گربانگیر دختر داستان میشه.
  • خوب مثل مرده‌ها- ادامه‌ی دو جلد قبل. ماجرا دیگه خیلی بیخ پیدا می‌کنه. دختر ماجرا که حالا دیگه داره یک پادکست از ماجراجویی‌هاش می‌سازه حسابی توی کاری که می‌کنه غرق می‌شه و گرفتار می‌شه
  • بازی قتل- یک داستان کوتاه که از نظر زمانی قبل از جلد یک مجموعه اتفاق افتاده ولی هر زمان می‌‌شه خونده بشه.
  • چیزهای تیز: دختر جوانی با سابقه‌ی خودزنی شدید و بستری در بیمارستان روانی که الان خبرنگار شده برای پیدا کردن راز یک سری قتل در کمال بی‌میلی به زادگاهش و خانه‌ی مادرش می‌ره. جایی که مادرش, ناپدریش و خواهر ناتنی ژ‌اش هنوز دارند اونجا زندگی می‌کنند. سریال هم داره که من نتونستم ببینم حوصله ام نگرفت.
  • آب عمیق- درمورد یک زوج که ارتباط عجیبی با هم دارند. مرد پولدار, زن جوان بسیار زیبا که علنا به شوهر خیانت می‌کنه و مرد که ظاهرا براش مهم نیست اما هست! فیلم سینمایی هم داره که این بن افلک نچسب بازی کرده و من نتونستم ببینم. واقعا جنیفر لوپز از چی این آدم خوشش میاد؟!
  • فداکاری مظنون ایکس- کتاب ژاپنی در مورد یک معلم مرد مجرد که یک همسایه داره, یک مادر و دخترش. آقای معلم به اون خانواده دلبستگی پیدا کرده و سعی می‌کنه اونها را از مخمصه‌ای که توش افتادند نجات بده. 
  • آپارتمان پاریس- یک داستان معمایی در مورد یک دختر جوان که برای دیدن برادرش می ره به پاریس و توی آپارتمان لوکسی که اون زندگی می‌کنه. یک خانواده عجیب و غریب هم در طبقه‌های مختلف اون ساختمان زندگی می‌کنند و برادرش هم ناپدید شده. خیلی جالب نبود. و اوه راستی, یک مرد سیگمای گی هم بود توی داستان! 
  • مثل حالای ما- یک داستان که در یک خانه سالمندان اتفاق می‌افتاد درباره گذشته آدم‌ها و فراموشی.
    بلندی‌های بادگیر- یک کلاسیک در انگلستان قرن 19. پسر بی‌خانمانی در یک خانواده اشرافی به سرپرستی گرفته می‌شه و بعد سعی می‌کنه جایگاه خودش را در اون خانواده اصلاح کنه. می‌خواد که تحقیرهایی که را که از سر گذرونده جبران کنه و انتقام بگیره, و عشقش را پشت نقاب خشمش پنهان کنه.
    پرواز بر فراز آشیانه فاخته- فیلم خیلی بیشتر از داستان معروف شده. اما داستان واقعا درخشان‌تره. فیلم بخش عمده پیچیدگی‌های روایی داستان را حذف کرده. داستان از زبان یک سرخپوست که در یک آسایشگاه روانی بستری هست روایت می‌شه. درون‌مایه داستان همان شورش‌های دهه‌ی 1960 امریکا بر علیه نظم و کاپیتالیسم جاری بر جامعه است. سخت‌خوان ولی جالب.
    زمان اشتباه مکان اشتباه- مادر یک پسر نوجوان در موقعیتی قرار می‌گیره که می‌تونه با سفر عقب عقب در زمان, زندگی خودش, پسرش, همسرش و کلی آدم دیگه را تغییر بده. در عین فیکشنال بودن, ساختار بامزه‌ای داشت.
  • باشگاه قتل پنج‌شنبه- یکی از مورد علاقه‌ترین‌های من, یک جمع از پیرمرد و پیرزن‌های بازنشسته, که در یک شهرک مخصوص افراد بازنشسته زندگی می‌کنند, از سر نیاز به سرگرمی, دور هم جمع می‌شن که پرونده‌های قتل قدیمی و جدید را حل کنند. شخصیت‌پردازی عالی, لحن شوخ و شنگ نویسنده عالی و داستان هم بسیار خوب.
  • مردی که دو بار مرد - جلد دوم پایشگاه قتل پنج شنبه. اینجا نقش اون پیرزنی که قبلا مامور MI6 بوده پررنگ تر می‌شه.
  • گلوله‌ای که به هدف نخورد - جلد سوم باشگاه قتل پنج‌شنبه. همچنان جذاب و سرگرم‌کننده.
  • وقتی نیچه گریست- یک کتاب دیگه از یالوم در مورد روان‌درمانی اگزیستانسیالیستی. زندگی‌نامه نیچه. داستان‌هایی تخیلی از روی یک عکس معروف به جا مانده از نیچه با هدف تشریح فلسفه نیچه و نگاهش به زندگی.
  • خانه‌ای که یک بار در آن مرده بودم- یک داستان ژاپنی در مورد زن و مرد جوانی که به خانه بچگی‌های زن برمی‌گردند تا رازی در گذشته را کشف کنند.
  • دختری که تام گوردون را دوست داشت: یک داستان که ظاهرا واقعیه از یک دختر نوجوان که در یک جنگل در امریکا گم می‌شه و چند ماه بعد توی کانادا پیدا می‌شه. در مورد اینکه چطوری توی جنگل دوام میاره.

  • یک بار فریبم بدهی: یک داستان فوق امریکایی درباره زنی که در نیروی هوایی بوده و در جنگ عراق بوده و عاشق تیراندازی است و حالا شوهرش به طرز مشکوکی مرده.

  • جین ایر- یک کلاسیک در انگلستان قرن نوزدهم. دختری جوان که یتیم و بی‌کس در یک مدرسه شبانه‌روزی بزرگ می‌شه. به عنوان یک معلم سرخانه به خانه‌ای اشرافی می‌ره که حال و هوای عجیبی داره. 
  • غرور و تعصب- کلاسیک از جین آستین. آقای دارسی جذاب. خواهرانی که همه منتظر ازدواجند و داستان‌های جذابی از این دست. من کتاب‌های آستین را دوست دارم.
  • پرونده هری کبر- یک نویسنده جوان که کتاب بسیار موفقی نوشته, حالا قلمش خشک شده و دچار مشکلات زیادی برای نوشتنه. دست به دامان استادش می‌شه و حالا این استاد, زندگیش می‌شه دستمایه یک رمان جدید برای نویسنده جوان.
  • پرونده بالتیمور- اول شخص داستان با پرونده هری‌کبر یکسانه اما دو داستان هیچ ارتباطی به هم ندارند. حتی نویسنده بودن راوی هم اینجا نقش عمده‌ای نداره. راوی در این کتاب داستان زندگی خودش, پسرعموش, دوست پسر عموش و دختری که دوستش داشت را روایت می‌کنه.
  • فصل توت- یک داستان فارسی در مورد یک جمع جوان دانشجو در یک دانشگاه آزاد (احتمالا دانشگاهی که خودم توش درس خوندم!) داستان آشنا بود. البته که آبکی بود اما واقعا پرداخت خوبی داشت. سرگرم‌کننده بود. یک چیزی خیلی توی مخم بود که دو تا شخصیت اصلی داستان وقتی می‌خواستند با هم بخوابند, دختره آواز می‌خوند! :)))))))))) و دیگه اینکه پدر و مادرها توی این داستان فقط آدم‌های تو مخی بودند یا مزاحم و یا حداکثر در این حد که خونه و زندگی و کار و بارشون را ول کنند بیان نوه‌هاشون را نگه دارند!
  • مردگان تابستان: یک کتاب نوجوانانه با تم روانشناسی. در مورد چند تا دوست نوجوان که یک تابستان را با هم می‌گذرونند و فاجعه‌ی بزرگی که رقم می‌خوره.
  • تنها بازمانده از رایلی سیجر: یک دختر جوان که پرستار بیماران و افراد مسن هست و به تازگی مادرش را از دست داده و در مورد قتل مادرش متهم به بی‌کفایتی شده، پرستار پیرزنی میشه که متهم به قتل همه‌ی اعضای خانواده‌اش بوده.

  • گامبی وزیر: در مورد یک دختر یتیم که در یک یتیم‌خانه زندگی می‌کنه و استعداد عجیب و غریبی در شطرنچ داره. بعده‌ها به فرزندی قبولش می‌کنند و اون همچنان شطرنج را ادامه می‌ده. در دوران جنگ سرد و اهمیت شطرنج برای بلوک شرق و امریکا. تنهایی عمیق دخترک و استعدادش و آسیب‌پذیریش در زمینه اعتیاد. سریالش را ندیدم ولی کتاب جالب بود. با اینکه من هیییچ چیزی درباره شطرنج نمی‌دونم.

  • وقتی او رفت: یک کتاب بسیار دردناک درباره‌ی یک دختر ناپدید شده و مادرش و معلم عجیب و غریب دختر ....

  • زن همسایه: سریال بازنده دقیقا از روش ساخته شده بود. کودکی که ربوده می‌شه. مادری که وضعیت روانی نامتعادلی و یک مادر پولدار و یک ناپدری داره. 

  • باکره‌ها: یک کتاب روانشناختی در مورد گروه‌درمانی. در آکسفورد و فضای دانشگاه و استاد و دانشجویی. شبیه کتاب درمان شوپنهاور، از نویسنده کتاب بیمار خاموش که توی متن هم به اون کتاب ارجاع می‌ده. زنی اهل یونان که اخیرا شوهرش را از دست داده، برای همدردی با خواهرزاده‌اش که دوستش به قتل رسیده به کالج او می‌ره و متوجه می‌شود که خواهر زاده‌اش درگیر یک جور فرقه اطراف یکی از اساتید اساطیر یونان شده. 

  • شنای شبانه: یک کتاب خواندنی و جالب در مورد یک پرونده تجاوز، و یک پادکستر که در مسیر حل یک داستان تجاوز قدیمی می‌افته. تحلیل‌های جالبی داشت و زاویه‌ی نگاهش به زندگی قربانی و متجاوز برام جالب بود.

  •  دختر خوب: دختر یک دادستان معروف دزدیده می‌شه و بعد از چند ماه پیدا می‌شه در حالی که حافظه‌اش را به دلیل استرس از دست داده و چیزی از کسی که دزدیده بودش به یاد نمیاره. 

  • فردا: یک زن جوان که سرآشپز رستوران است، به طرز عجیبی از طریق یک لپتاپ قدیمی با یک استاد فلسفه که به تازگی همسرش را از دست داده است، ارتباط می‌گیرد. 

  • آن دختر: در مورد یک گروه دوستانه از دانشجویان یکی از کالج‌های آکسفورد که به قتل رسیدن یکی از اعضایشان زندگی همه‌ی آنها را تحت تاثیر می‌گذارد.

  • کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد- یک زندگی‌نامه از یک پسر که معلولیت مختصری دارد و در دهه شصت در یک خانواده فقیر زندگی می‌کند. و بعد دست بر قضا گذارش به یک خانواده ارمنی که بچه‌شان را گم‌کرده‌اند می‌افتد. جالب بود.

  • بازگشت: رمان ایرانی آبکی در مورد زنی که با شوهرش مشکل داشت و برای کار به مالزی رفت و ناخواسته دچار قاچاق مواد شد 

  • آخرین چیزی که به من گفت: یک زن موفق که شغلش خراطی هست با یک مرد جذاب که دختری ۱۶ ساله داره ازدواج می‌کنه و بعد مرد یک روز ناگهانی ناپدید می‌شه. 

  • همیشه یک نفر دروغ می‌گوید: اعضای یک گروه دوستی دخترانه در یکی از روستاهای انگلستان، بیست سال بعد یکی یکی کشته می‌شوند. یکی از اعضای گروه خبرنگار بی‌بی‌سی است و شوهر سابقش کارآگاه پلیس و مادرش دچار آلزایمر. زن خبرنگار برای پس گرفتن جایگاه شغلی اش نیاز دارد که به عنوان اولین نفر این ماجرا را پوشش دهد و ....

  • خدمتکار: یک زن جوان با سوئ سابقه عاجزانه دنبال کار خدمتکاری می‌گردد و در کمال تعجب در خانه‌ی یک خانواده متمول استخدام می‌شود. زن خانواده مانند یک دیوانه‌ی دمدمی مزاج دائما در حال آزار دادن اوست و در مقابل شوهرش با خدمتکار همدلی می‌کند ...

  • راز خدمتکار: جلد دوم کتاب خدمتکار، باز هم زن جوان دارای سوسابقه که مستاصل است استخدام یک خانواده بسیار پولدار می‌شود که ظاهرا مرد خانواده یک روانی خشن است و خدمتکار تلاش می‌کند به زن کمک کند ...

  • عروسی خدمتکار: یک داستان کوتاه در مورد روز عروسی میلی و انزو ...

  • خدمتکار تماشا می‌کند: ۱۳ سال بعد از راز خدمتکار، میلی و انزو حالا یک دختر نوجوان ۱۲ ساله و یک پسر ۹ ساله دارند. به یک خانه در لانگ‌آیلند اسباب‌کشی می‌کنند که همسایه‌های مزخرفی دارد و در ادامه درگیر کلی ماجرای اعصاب خوردکن می‌شوند که همگی به همسایه‌ها مرتبط است...

  • وقتی رفتم: یک کتاب درام با موضوع مادر جوان ۳ بچه که در اثر سرطان از دنیا رفته است. شوهر عزادارش از روز خاکسپاری، نامه‌های اسرارآمیزی از زن مرحومش دریافت می‌کند که به مرور رازهایی را برملا  و شک‌هایی را در دل او ایجاد می‌کند ...

  • یادت هست: یک داستان بسیار تکراری! زن جوان موفقی در اثر یک حادثه دچار عارضه‌ای شده که هر شب خاطرات ۱۰ سال اخیر را فراموش می‌کند. و صبح در حالی بیدار می‌شود که شوهرش را اصلا نمی شناسد و فکر می‌کند که شب قبل با کس دیگری نامزد کرده است. من دوستش نداشتم، خیلی داستانش باگ داشت.  

  • مزاحم نشوید: یک زن جوان زیبا، شوهرش را با چاقو می‌کشد. با عجله فرار می‌کند و به دلیل طوفان ناچار  می‌شود شب را در یک مسافرخانه متروکه بگذراند. مرد جوانی صاحب مسافرخانه لست که همسرش در اثر ام اس زمینگیر شده است و پیش از این در این مهمانخانه یک قتل رخ داده است...

  • هیچ وقت دروغ نگو: زن و شوهر جوانی برای خرید یک خانه که در محلی دورافتاده واقع است از آنجا بازدید می‌کنند و به دلیل طوفان و برف ناچار می‌شوند  شب را در آنجا بمانند. خانه متعلق به یک خانم روانکاو است که ناپدید شده است. خانه رازهای خیلی زیادی در دل خودش دارد. سرگرم کننده بود...

  • روز صفر: یک زوج جوان به عنوان هکر کلاه سفید، پروژه‌های نفوذ فیزیکی و سایبری را برای شرکت‌های مختلف اجرا می‌کنند. مرد جوان به طرز فجیعی به قتل می‌رسد و همسرش ناگزیر است خودش راز قتل همسرش را کشف کند....

  • بخش D: یک دانشجوی سال دوی پزشکی برای دوره روانپزشکی وارد یک بخش روانپزشکی خاص در بیمارستان می‌شود. بخشی عجیب با ساکنینی عجیب  و فضایی رعب‌آور.... تا آخرش فکر می‌کردم که یک چرخش هوشمندانه به سبک شاترآیلند داشته باشه ولی داستانش خیلی ضعیف و خطی و بچگانه بود

  • همکار: یک زن جوان عجیب و غریب (احتمالا اوتیستیک) که عاشق لاکپشتهای دریایی است و به عنوان حسابدار در یک شرکت پخش دارو کار می‌کند، ناپدید می‌شود و همکار زیبا و جذاب و موفقش مظنون ردیف اول است.

  • در قفل شده: دختر یک قاتل سریالی، حالا سال‌ها پس از اینکه پدرش دستگیر شده، به عنوان جراح با نامی مستعار در ایالت دیگری مشغول به کار است. ناگهان قتل‌های مشابهی به سبک پدرش شروع به رخ دادن می‌کند، در حالی که قربانیان همه از بین بیماران او هستند. داستان خیلی شبیه داستان دریاچه‌ی متروک بود....

  • فهرست مهمانان: یک نفر در یک جشن عروسی که در جزیره‌ای خاص در ایرلند برگزار می‌شود به قتل می‌رسد. داماد یک مجری خوش‌تیپ تلویزیون و عروس زنی موفق و صاحب یک مجله اینترنتی پرمخاطب است. روایت از زبان ساقدوش‌ها و مهمانان نقل می‌شود. کتاب سرگرم‌کننده‌ای بود.

  • تاوان: در یک شهر کوچک و خوش آب و هوا در ژاپن، کودکی به قتل می‌رسد و این اتفاق، زندگی ۴ نفرر که همبازی این کودک بودند را تحت تاثیر قرار می‌دهد. نمی‌دونم سرگردانی لحن، ایراد نویسنده بود یا مشکل ترجمه. اما یک جاهایی سخت خوانده می‌شد. 

  • دیزی دارکر: اعضای یک خانواده، برای گذراندن تعطیلات هالووین، به خانه‌ی مادربزرگ نانا در یک جزیره‌ی دورافتاده می‌روند. دیزی، کوچکترین دختر خانواده که دو خواهر دارد، به همراه، دختر خواهرش، مادر و پدرش و مرد جوانی که از بچگی در کنار آنها بزرگ شده است. همه چیز با به قتل رسیدن نانا شروع می‌شود. تین ایجری بود و غافلگیری بزرگ کتاب را از تقریبا یک سوم اولش حدس زدم ...

  • دختری از بروکلین: دوست دختر یک نویسنده، زنی زیبا و دورگه که دانشجوی پزشکی است، به صورت ناگهانی ناپدید می‌شود در حالی که رازهای زیادی از گذشته اش وجود دارد. از یک آدم‌ربای روانی که سال ها او را زندانی کرده بود، تا مادرش و پدر مرموز قدرتمندش.... جالب نبود، یک عالمه اتفاق را در کنار هم چیده بود بدون منطق درست و حسابی..

  • کلکسیونر چشم: یک رمان جنایی معمایی آلمانی، در مورد پلیسی که به خاطر یک اتفاق دردناک کارش را به خبرنگار جنایی تغییر داده و داره روی پرونده‌ی یک قاتل سریالی کودکان که مادران را می‌کشه و کودکان را می‌دزده و در قالب یک بازی قایم باشک، اونها را به کشتن می‌ده تحقیق می‌کنه، به همراه یک زن کور که مدیومه و....  و خدایا عجب تجربه‌ی بدی! مثل خود آلمانی‌ها سرد و بی‌احساس، پر از صحنه‌های دلخراش و ناراحت‌کننده. اینکه فهمش سخت بود نمی‌دونم به خاطر ایراد ترجمه  بود یا قلم نویسنده. خلاصه که اصلا دوستش نداشتم با وجود اینکه ساختار مدرنی داشت و کلی هم غافلگیری. 

  • قتل در خانه‌ی کشیش: ظاهرا اولی رمان از سری رمان‌های خانم مارپل بوده که بعد از اون به دلیل محبوبیت شخصیت خانم مارپل باز هم تکرار شده. کتابهای آگاتا کریستی واقعا توی یک لیگ دیگه بودند. خوب بود.

  • و آنگاه هیچکس نماند: از کتاب‌های آگاتا کریستی، فکر کنم پایه و اساس کتابهای ژانر مردم گیر کرده در یک جزیره که یکی یکی به فنا می‌رند این کتاب بوده. خوب بود ولی عالی نبود. از کتابهایی که نویسنده خیلی دانای کله و  اطلاعات را قطره‌چکانی به خواننده می‌ده و در نتیجه نمی‌تونی حدس بزنی، یک کمی  شاکی می‌شم. دوست دارم خودم بتونم نتیجه‌گیری کنم و حدس بزنم.

  • دختر خوب بد: یک پیرزن در یک خانه سالمندان، دخترش که روانکاوه و توی یک خانه صورتی شیک در ناتینگ‌هیل زندگی می‌کنه، پرستار جوان خانه سالمندان که دوست پیرزنه، مادر پرستار جوان که اون را گم کرده و توی زندان کار می‌کنه. اینها همشون یه جورهایی به هم متصل می‌شند. خوب بود، اما داستانش دور از ذهن بود، ازز اون داستان‌هایی نبود که بگی آره پیش میاد. 

  • سنترال پارک: یک داستان جنایی، معمایی پیچیده که با یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای تبدیل به یک ملودرام روانشناسی می‌شه. پیوند تاریخی پاریس و نیویورک. فراموشی، پلیس زن و قاتل زنجیره‌ای و... من خیلی  خوشم نیومد. کلا این آقای موسو چندان نویسنده فیوریتم نیست.  

  • آموزگار: یک داستان تین‌ایجری تمام عیار. زن و شوهری معلم، مرد بسیار جذاب و هوش‌ربا و معلم ادبیات، زن معمولی، جدی و معلم ریاضی با یک علاقه‌ی وسواس‌گونه به کفش‌های پاشنه بلند گران‌قیمت، دختر دانش‌آموزی آسیب‌دیده که دانش‌آموز هر دوی آنهاست ...

  • نجواگر: یک پدر و پسر شش‌ساله‌اش که به تازگی مصیبت از دست دادن مادر خانه را از سر گذرانده‌اند، یک پلیس کهنه‌کار جنایی که از اعتیاد به الکل نجات پیدا کرده و سخت برای حفظش کوشش می‌کنه، و یک قاتل سریالی پسر بچه‌ها که بعد از نزدیک به بیست سال دوباره سر و کله‌ی مقلدش پیدا شده در حالی کا خودش توی زندانه، متوسط بود.

  • راز جنایت خیابان مورگ: رمان نوجوانان با موضوع جنایت. نقش اولش هم یعنی بچه‌گی ادگار آلن پو هست. جلد یک از یه مجموعه کتاب. سرگرم‌کننده بود و کوتاه. 

  • برزخ بیگناهان: دوبرادر و دو همدستشان، یک سرقت مسلحانه از یک طلافروشی لوکس در فرانسه را پیش می‌برند که به تیراندازی و مرگ یک پلیس ختم می‌شود. همزمان، دو دختر نوجوان توسط مردی ربوده می‌شوند. و این دو ماجرا به شکلی تصادفی به هم گره می‌خورد. همین تصادف نقطه ضعف داستان است. داستان دلخراشی بود. 

  • وانیل و شکلات: یک کتاب رمانتیک درباره‌ی روابط همسران ایتالیایی. با مرور تاریخی ارتباطات بین دو نسل. اگر این نظریه که ۱۰۰ درصد زوج‌های ایتالیایی حتما به هم خیانت می‌کنند را درست فرض کنیم، کتاب .جذاب و سرگرم‌کننده‌ای بود ایتالیایی‌ها طبع گرمی دارند؟! 

  • تصادف: تیپیکال کتابهای فریدا مک‌فادن. زن جوانی که بارداری ناخواسته‌ای از یک رابطه یک شبه داشته، دز اثر یک تصادف وارد خانه‌ی زن و شوهری میانسال می‌شود که وسط جنگلی دورافتده زندگی می‌کنند و بچه‌ای ندارند. زن پرستار سابق و مرد مکانیک درشت هیکل با قیافه‌ای ترسناک....

  • بخش اعدامی‌ها: یک کتاب کوتاه درباره‌ی زنی که متهم به قتل شوهرش با استفاده از انفجار گاز و اجاق گاز خراب است و در انتظار اعدام است. و بعد شوهرش را زنده در چهره‌ی یک کشیش می‌بیند.... ایده‌ی جالبی بود اما خوب خیلی قوی نبود.

  • تمام این مدت: رمان نوجوانانه در مورد دو نوجوان که هر کدام عزیزی را از دست داده‌اند و حالا می‌خواهند به زندگی برگردند. یک جا چرخش داستانی جالبی داشت اما در کل چرند بود. فیلم هندی پیشش پادشاه بود ...

  • هدیه: یک داستان کوتاه، ورژن فریدا مک‌فادن از داستان هدیه‌ی کریسمس،... 

  • پسر شاسته: یک خانواده با یک دختر و یک پسر. پسری همه چیز تمام، خوش قیافه، درس‌خوان و مودب و دختری معمولی و بداخلاق و نق‌نقو. ولی مادر داستان به پسرش اعتماد ندارد و وقتی یکی از همکلاسی‌هایش ناپدید می‌شود، از نظر مادر مظنون اول، پسرش است. سرگرم‌کننده بود...

  • دروغ پنهان شوهر بیوه‌زن: خدایا! اسم فریدا مک‌فادن  وی کتابه ولی انگار یک دختر نوجوان با اعتماد به‌نفس بیش از حد سعی کرده رمان جنایی تخیلی بنویسه! شوهر جذاب و زیبا و پولدار زن جوانی که خیلی خنگ است در یک تصادف می‌میرد و بعد به نحو عجیبی، در جاها و موقعیت‌های مختلف سر و کله‌اش پیدا می‌شود...

  • دروغ اول پیروز ماجراست: زن جوانی سر راه یک مدیر موفق یک شرکت حمل و نقل قرار گرفته و طی مدت کوتاهی روابط نزدیکی پیدا می‌کنند. اما زن جوان کسی که ادعا می‌کند نیست، در واقع دارد شغلش را دنبال می‌کند... ایده‌ی جالبی داشت و پرداختش هم جالب و سرگرم‌کننده بود. البته که فقط سرگرم‌کننده نه منطقی و بی‌نقص.  

  • آسیب مغزی: یک خانم دکتر متخصص پوست، در اثر شلیک یک ناشناس به سرش در خونه‌اش، دچار آسیب مغزی می‌شه و کتاب در دو خط روایی مختلف، مسیری که برای بازتوانی طی می‌کنه و مسیری که به آسیب دیدنش منجر شده را دنبال می‌کنه. من خوشم اومد، به نظرم بهترین کتاب مک‌فادن بود. 

  • کودکان ربوده شده (گزارش یک کودک‌ربایی): یک کتاب نوجوانان بود در مورد یک دختر نوجوان که روز اولی که پرستار دختر ۳ ساله یک خانواده پولدار می‌شه، درگیر بچه‌دزدها می‌شه. برای من خسته‌کننده بود، آخه برای اینکه بدآموزی نداشته باشه آدم‌رباها حتی سیگار و مشروب هم مصرف نمی‌کردند و خلاف   سنگینشون قهوه بود:)) کلی هم تلاش برای خوب‌آموزی داشت که خیلی تابلو بود...

  • برای N: داستان ژاپنی است و دردسرهایش. من هیچ  وقت با داستان‌های ژاپنی احساس همذات‌پنداری ندارم. سخت است. فرهنگمان خیلی متفاوت است این پیچیدگی و درون‌گرایی شدیدشان را نمی‌فهمم. کلا طرفدار ادبیات ژاپن نیستم. حتی موراکامی. این داستان در مورد چند جوان است که وارد یک ماجرای جنایی می‌شوند، هر کدام به دلیلی. دو تا نوزومی (یکی دختر و یکی پسر)، یک نائوکو، یک نیشی‌زاکی، ناروسه، یک آقای نوگوچی، یک ساختمان به نام نوبارا، اسم‌هایی که همه با ن شروع می‌شوند، معنای نامگذاری کتاب است.  

  • آخرین نفر در عروسی: کتاب از زبان یک پدر میانسال که راننده پست ملی امریکاست و همسرش را از دست داده و چند سالی است دخترش باهاش قهر کرده. حالا دخترش باهاش تماس گرفته به جشن عروسیش دعوتش کرده. روایتش روان و جذاب بود و چون راوی یک مرد میانسال بود، با اکثر کتاب‌های این ژانر متفاوت بود. من دوستش داشتم.   

  • دعا برای ربوده‌ شدگان: کتابی درباره یک دختر نوجوان که در یک روستای فقیر در مکزیک زندگی می‌کند. جایی که دختران و زنان زیادی ناپدید و ربوده می‌شوند. کتاب لحن خاصی داشت و فضای کشورهای آمریکای جنوبی, ناامنی, نفوذ باندهای تبه‌کار و فقر و نداری در این کشورها را جالب نشان می‌داد. ما همیشه داستان این مهاجرها را از زبان امریکایی‌ها شنیده‌ایم. اما اینکه قبل از مهاجرت چه چیزی را از سر گذرانده‌اند برایم جالب بود. کتاب را تهمینه میلانی اجرا کرده بود که لحن هماهنگش با کتاب هنوز در ذهنم باقیمانده.

  • رمان پر: یک کلاسیک, در مورد مردی که عاشق یک زن با استعداد در حوزه بازیگری می‌شود. همه آنچه در توان دارد را در اختیار زن می‌گذارد تا به آرزویش برسد و بعد ...
     

     

     

 


 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی