آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

بایگانی

تناقض

شنبه, ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۱۰ ق.ظ

تغییرات روحی‌ام به مرحله‌ی افسردگی و ناتوانی رسیده. این آخر هفته را واقعا هیچ کاری نمی‌تونستم بکنم. مثل گونی سیب‌زمینی افتاده بودم روی مبل. صبح‌ها دلم نمی‌خواست از تخت بیام بیرون.
توی مغزم غوغا است. واقعا نمی‌تونم افکار متناقضم را با هم جمع کنم. یک دفعه به خودم اومدم دیدم انگار دلم می‌خواد جنگ بشه! از خودم ترسیدم. نباید اینجوری با موج همراه بشم آخه. احساسات اون دوازده روز را باید به خودم یادآوری کنم. یه بخشی‌اش مال این بلاتکلیفی و شرایط پا در هوایی هست که توش گیر کردیم. آدم وقتی اینجوری تحت فشاره, به هر چیزی چنگ می‌زنه که اوضاع را بهتر کنه یا بلاتکلیفی را تموم کنه.
فضای مجازی خیلی رادیکال شده. از هر دو طرف. اونهایی که دوستشون دارم همه دارند بر طبل جنگ می‌کوبند و از اون طرف اونهایی که ازشون بدم میاد مخالفه جنگند! ببین چه شرایطی شده! البته که چند نفری هم هستند (انگشت‌شمار) که دوستشون دارم و از جنگ حمایت نمی‌کنند. اما اکثریت اونجوری پخش شده. 
دو دسته به جون هم افتادند. برای هم افشاگری می‌کنند. با هم دعوا می‌کنند. من این وسط فقط ناظرم. خیلی عجیبه و سوگیری پیدا نکردن و عقیده شخصی داشتن هم خیلی سخته. 
جامعه مهاجر ایرانی جامعه عجیبی شده. ظاهرا آمار می‌گه ده میلیون ایرانی بیرون از ایران هستند. جامعه بزرگیه. اندازه یک کشور. قدرت داره. صداش شنیده می‌شه. اون روزی که با شوق و ذوق همه را سوق می‌دادند به سمت ترک کشور باید فکر الان را می‌کردند. 
بعضی از کسانی که توی اینستاگرام دنبال می‌کردم آنلاین نشدند هنوز. نگرانشونم. کاش چیزی نشده باشه. 
امروز فکر کردم باید افکارم را منظم کنم برای خودم. چی دارم مشاهده می‌کنم؟ چی می‌بینم؟ چی می‌خوام؟ دائم باید با خودم مرور کنم. 
کی عامل این وضعیت جاری کشوره؟ اوضاع اقتصادی به خاطر تحریم‌ها اینجوری شده؟ کی عامل تحریم‌هاست؟ تحریم‌ها برای چی وضع شده؟ 
این خشمی که توی جامعه است از کجا سرچشمه گرفته؟ چرا بعضی اینقدر عصبانی هستند؟ خودم چرا عصبانیم؟ این ناامیدی به اصلاح از کجا و کی اومد؟ این خشم از تبعیض چرا اینقدر توی وجودم بزرگه؟
چرا کم‌کم مغزم داره سوگیری پیدا می‌کنه؟ 
این همه غیر عادی بودن و تحت فشار بودن حق ماست؟ ما که آدم‌های معمولی هستیم. از دل مردم ما خیلی بعیده امثال طالبان و داعش بیرون بیاد. پس چرا باید با ما مثل کشورهایی که مهد این جور موجوداتی هستند برخورد بشه؟ اونهایی که اینجور تفکری دارند چند درصد جامعه هستند؟ چرا باید همه به آتیش اونها بسوزیم؟ 
این تعارض‌ها خیلی سخته. اینکه از سرتاپای یک چیزی بیزار باشی اما از بزرگترین تهدید موجودیتی که براش وجود داره هم بخوای اعلام برائت کنی خیلی سخته. در یک کلام من از این حکومت بیزارم اما جنگ را هم نمی‌خوام. می‌دونم که اینها اصلاح شدنی نیستند, اما نمی‌خوام جنگ هم بشه. تناقضه. قبول دارم. همینه که مغز خودم هم تحت فشاره. تو این مسیر حرفم و فکرم هم‌مسیر می‌شه با یه سری رانتی که ازشون متنفرم و اصلا عامل بیزاری من از شرایطم هستند. این هم بده و آسیب‌زننده. 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴/۱۱/۱۲
آذر دخت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی