آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

بایگانی
آخرین مطالب

۱ مطلب در آذر ۱۴۰۴ ثبت شده است

خسته شدم از این بالا پایین روحی خودم. اینکه یک نفر آدم بتونه راحت دستکاریم کنه. از خودم انتظار دارم که خیلی قوی تر از این حرف‌ها باشم اما نیستم.
مدت‌‌ها با خودم حرف می‌زنم. خودم را آروم می‌کنم. به خودم می‌گم که آرامش روحی خودت مهمه نه حرف دیگران. مستقل از نظر و حرف دیگران زندگی کن. سکوت کن. صبر کن. راه خودت را برو. به اون چیزی که فکر می‌کنی درسته اعتقاد داشته باش. همون را دنبال کن. 
بعد یک نفر آدم, یک همکار, با یک جمله, با یک حرکت, موفق می‌شه بریزدم به هم. به خودم شک کنم. به درستی مسیرم شک کنم. احساس حماقت کنم. احساس عقب افتادن از همه کنم. احساس خشم کنم. احساس حسادت کنم. دلم بخواد کاری کنم که دیگران نتونند سوءاستفاده کنند (در حالی که به خودم گفته بودم که به تو ربطی نداره, آرامش تو به اینکه دیگران چه می‌کنند مربوط نیست).
فکر می‌کنم یک آدم چقدر می‌تونه خبیث باشه. چقدر می‌تونه سیاه‌دل باشه,‌ چطوری می‌تونه اینقدر راحت دروغ بگه, چطوری می‌تونه اینقدر راحت همه‌ی مرزهای اخلاقی را زیر پا بگذاره و در ظاهر هم خیلی مومن و متعهد باشه, چادری و نماز اول وقت خون و زیارت عاشورا برو باشه؟ و در آن واحد اینقدر روی مغز و روح دیگران پاتیناژ بره و دائم انرژی منفی از خودش پخش کنه؟ دروغ بگه, دروغ بگه, دروغ بگه....
بعد دوباره به خودم شک می‌کنم. نکنه تو اشتباه می‌کنی؟ نکنه اونها درستند و تو اشتباهی؟ تو احمقی. تو توی پیله‌ی خودت هستی؟ دلت را به چیزهای احمقانه خوش کردی. از همه چیز عقب افتادی؟
وقت‌هایی که مسیر خودم را دنبال می‌کنم, آرومم, احساس بدبختی ندارم, حتی احساس خوشبختی دارم. و بعد با یک برخورد, با یک جمله, پووووف. همه چیز تموم می‌شه. دوباره می‌افتم ته چاه.
هیچ وقت توی دوران کاریم تجربه همجواری با همچین آدمهایی را نداشتم. می‌دونم که خودش هم خوشحال نیست. اینکه می‌گه شب‌ها نمی‌تونه بخوابه. اینکه انواع و اقسام بیماری‌های سایکوسوماتیک را داره. اینها همه‌اش نشونه خوشحال نبودنه. اما مشکل من اینه که چرا می‌تونه روی من تاثیر بگذاره. من باید قوی‌تر از این حرف‌ها باشم. من باید به مسیر خودم اینقدر اطمینان داشته باشم که روحم بازیچه نشه. آرامشی که با سختی و مرارت کسب کردم را نباید به این سادگی از دست بدم. گاهی وقت ها فتنه‌هاش شعله می‌کشه. مثل اون باری که اون یکی همکار به تحریک اون علنی بهم حمله کرد. خوب این جور وقت‌ها شاید حق داشته باشی که به هم بریزی. اما وقت‌هایی که فقط داره طبق معمول آتیش می‌سوزونه, تو نباید به هم بریزی. آروم باش. به راهت اطمینان داشته باش. اگر معتقدی این طوری که داری زندگی می‌کنی درسته, ادامه‌اش بده. پیشتر نرو. به دیگران کاری نداشته باش.
این جور آدم‌ها خیلی تاثیر گذارند. دیگران را به خود جذب می‌کنند. رهبری می‌کنند و خودشان پشت تیمی که برای خودشان جذب کرده‌اند پنهان می‌شوند. دائم برنامه‌ریزی دارند. برای خودشان تیم می‌چینند. 
همه اینها درست و دقیق. اما تو باید قوی باشی. باید روی فکر و عقیده خودت بایستی. برای آرامشت بجنگی و خودت را رها کنی. اگر تنوانی, پس همه آنچه به آن معتقد بودی شعار بوده و باد هوا. یعنی آنها درست می‌گفتند. یعنی راه تو اشتباه بوده و راه آنها درست. باید بجنگی...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۰۴ ، ۰۹:۰۷
آذر دخت