آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

آذردخت

اینجا وبلاگ یک آذردخت است

بایگانی
آخرین مطالب

19 بهمن 1404

يكشنبه, ۲۰ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۰۷ ق.ظ

امروز دوباره لازم دارم افکارم را منظم کنم. 
چی دارم مشاهده می‌کنم؟ از لحاظ سیاسی برگشتیم به قبل از جنگ دوازده روزه و مذاکره با امریکا. با یک تفاوت‌هایی. الان دیگه کسی تاکید نمی‌کنه که مذاکره با امریکا غیرشرافتمندانه و غیرعاقلانه است. الان برای هواداران نظام, مذاکره به مثابه دست‌آورد هست. و برای مخالفان, ناامیدکننده. هواداران می‌گن که امریکا از موضع ضعف اومده جلو و از ترس آسیب دیدن نیروهای خودش و نیروهای اسرائیل و مخالفان می‌گن که ترامپ خلف وعده کرده و در حالی که به مردم گفته برید جلو کمک در راهه, حالا باز داره با نظام مذاکره می‌کنه. در این مورد یک جورهایی انگار جای موافق و مخالف کامل با هم عوض شده. 
تفاوت دیگه با قبل از جنگ دوازده روزه اینه که اون موقع ایران دائم از حربه‌ی بالا بردن غلظت غنی‌سازی حرف می‌زد و الان دیگه چیزی وجود نداره که بخواد در موردش بلوف بزنه. در یک حرکت آنی طی یک شب, تمام اون چیزی که ایران بابتش 20 سال مذاکره می کرد به تلی از خاکستر تبدیل شد. 
بازوهای نیابتی به نظر من تا 70 درصد نابود شدند. حزب‌ا.. که عملا ناکارآمدی‌اش را طی جنگ دوازده روزه نشون داد وقتی حتی یک پرتابه نتونست به سمت اسرائیل بفرسته. الان نقشش فقط ناآرام کردن لبنانه. 
حوسی‌ها, سوریه و عراق هم عملا توسط حکومت مرکزی قابل کنترل هستند. نه اینکه کاملا بی‌اثر باشند اما در بلندمدت امکان حساب کردن روشون نیست. به وقتش به راحتی اتوبان هوایی به سمت تهران باز می‌شه. یعنی اون توانمندی که ایران سالیان سال کلی پول و انرژی صرفش کرد, حکومت حاضر شد به خاطر حفظ کردنش مقابل مردم خودش بایسته, به خاطرش کلی کشته بده (مدافعین حرم) و به خاطرش روی خون صدها هزار پیر و جوان و کودک ایرانی بایسته و دست دوستی به سمت قاتلینشون دراز کنه (دوستی با عراق بعد از جنگ هشت ساله) الان عملا فروپاشیده و به درد نخوره. 
در مورد قدرت موشکی, بله ایران می‌تونه برای اسرائیل خطرناک باشه. از بین تمام قدرت نظامی که ایران طی این سال‌ها می‌تونست داشته باشه, تمام تمرکز و بودجه و توانش را متمرکز کرد روی توسعه موشک. نیروی هوایی که زمانی برتری ایران در منطقه بود را (شاید به اجبار و به خاطر تحریم‌ها) رها کرد و فقط روی موشک تمرکز کرد. دست‌آورد اون هم از نظر من تا به حال, تخریب ساختمان‌های اسرائیل بوده و تعداد خیلی کمی اسرائیلی که چند برابر اونها ایرانی در قالب هواپیمای اوکراینی قربانی توانایی موشکی ایران شدند. زمانی که اسرائیل در جنگ دوازده روزه, تعداد بالایی از سران نظامی ایران را به همراه تعداد زیادی از مردم عادی کشت (بیش از 1000 نفر) آمار اسرائیل کمتر از 30 نفر را نشان می‌ده که هیچ مقام ارشد نظامی در اون دیده نمی‌شه. 
در کنار اینها, دو تا فاجعه‌ی بزرگ جنگ و بعد کشتار اخیر را هم داخل مرزهای کشورمون پشت سر گذاشتیم که در نتیجه‌اش کلی انسان غیرنظامی بی‌گناه کشته شدند.
خوب خیلی‌ها الان دوست دارند تمام این شرایط را به عنوان یک دست‌آورد نگاه کنند. اما من اینها را دست‌آورد نمی‌بینم. اگر مجموعه این شرایط را در کفه‌های ترازو قرار بدیم و تمام سرمایه‌های اقتصادی, معنوی, زیرساختی, نیروی انسانی و زیست محیطی که طی همه‌ی این سال‌ها تحت تحریم بودن از دست دادیم را هم در نظر بگیریم, قطعا با یک نگاه عاقلانه و منصفانه نمی‌تونیم بگیم که ما سود کردیم. 
قبلا هم اینجا گفتم من هیچ ارزشی برای آرمانی زندگی‌ کردن قائل نیستم. مردم باید رفاه داشته باشند و بتونند عادی زندگی کنند. می‌تونند در عقاید شخصی‌شون آرمان‌گرا باشند یا به صورت شخصی از آرمانی دفاع کنند اما هیچ حکومتی اجازه نداره به خاطر آرمان‌گرایی خودش زندگی مردم را نابود کنه. آرمان فلسطین یا آرمان امپریالیسم‌ستیزی وقتی نتیجه و برآیند نهایی‌اش این وضعیتیه که الان داریم توی کشورمون می‌بینیم کوچکترین ارزشی نداره. آرمان اول و آخر یک حکومت باید رفاه مردم خودش, توسعه‌ی اقتصادی خودش, حفظ منابع مملکت خودش, پیشرفت کشور خودش و امنیت مردم داخل مرز خودش باشه. نه اینکه آرمانی را دنبال کنه که هم جنگ و هم ناآرامی و هم تحریم و هم فقر و هم خشم ملی را به دنبال بیاره. آرمان به درد امثال نرگس کلباسی می‌خوره که از سر شکم‌سیری چند صباحی این طرف و اون طرف ژست مادرترزا بگیرند برای درمان مشکلات روحی و روانی خودشون و بعد هم به وقتش برای بچه‌دار شدندشون سرزمین آرمانی را ول کنند برند همون جهان اول امپریالیست خون‌خوار جنایتکار و از همون جا هم همچنان شعارهای آرمانی‌شون را ادامه بدند.
خوب الان چی پیش رومونه؟ ظاهرا مذاکره داره انجام می‌شه. همزمان امریکا هر روز در حال انتقال تجهیزات نظامی به خاور میانه است. تجربه من و شناختی که تقریبا تونستم از ترامپ طی این مدت کسب کنم می‌گه داره وقت می‌خره که شرایط نظامی استیبل بشه و بعد حمله کنه. آیا بعد از حمله چشم‌انداز خوبی پیش روی ماست؟ نه. من فکر نمی‌کنم. کشوری که شرایط اقتصادی, زیرساختی و زیست‌محیطی متزلزل و ضعیفی داره و جامعه هم چند پارچه شده و یک سری افراطی بی‌‌مغز توش وجود دارند که همین یک ماه پیش نشون دادند چه کارهایی ازشون برمیاد, نمی‌تونه جون سالم از یک جنگ تمام عیار به در ببره. ضمن اینکه در اپوزیسیون ایرانی هم هیچ گزینه‌ی قابل اتکای درست و حسابی وجود نداره. 
آیا حکومت نشون می‌ده که می‌خواد برای یک بار هم که شده عقلانیت نشون بده و دست از فیلم بازی کردن و ادا اطوار برداره و مثل آدم مذاکره کنه؟ نه. من فکر نمی‌کنم. در داره روی همون پاشنه می‌چرخه. همچنان انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست. بی‌ثبات کردن منطقه و ماجراجویی حق مسلم ماست. داشتن موشک با قابلیت حمله به کشورهایی که هزاران کیلومتر از ما دورند حق مسلم ماست. اما ثبات سیاسی و اقتصادی, توسعه, آرامش, امنیت, روان سالم و زندگی معمولی داشتن حق مسلم ما نیست که بلکه غلط هم می‌کنیم که همچین درخواستی داریم. 

آیا فکر می‌کنم که قدرت‌های جهانی به فکر مردم ایران هستند؟ نه, اصلا. تراژدی که یک ماه پیش اتفاق افتاد, یک سناریوی قابل پیش‌بینی بود. اونها به خوبی می‌دونستند سطح توان مردم چقدره, توان نظام چقدره و نظام چطوری رفتار خواهد کرد. همه‌ی تحلیل‌گرا و جامعه‌شناس‌ها چنین اتفاقی را پیش‌بینی کرده بودند و هشدار داده بودند. آیا کاری برای جلوگیری‌اش انجام دادند؟ نه. شرایط را پوش کردند که به سمت این فاجعه بره. اونها قربانی می‌خواستند و بدون توجه به ارزش جان تک‌تک این انسان ها تراژدی اجازه دادند این اتفاق بیفته. البته که مقصر این اتفاق کسی بود که رقمش زد اما اونها هم مطمئن بودند که این اتفاق می‌افته و با این وجود جوان‌های نازنین را تهییج کردند تا خودشون را به خطر بندازند. 
گزینه مطلوب من چیه؟ همین نظام استحاله بشه, سپاه در ارتش ادغام بشه و ما یک نیروی نظامی مستقر ثابت فقط برای دفاع از کشورمون داشته باشیم. هسته سخت نظام منحل بشه. شعار مرگ بر امریکا کنار گذاشته بشه. ایران به یک بازیگر معقول و معمول صحنه جهانی تبدیل بشه. ارتباطمون با دنیا طبیعی بشه. حکومت دموکراتیک بشه و چرخه‌ها و حلقه‌های بسته از بین بره و جلوی استبداد گرفته بشه. دست از ماجراجویی جهانی و منطقه‌ای و دخالت دادن تئوری‌های آخر‌الزمانی در سیاست خارجی و نظامی‌مون برداریم. جان انسان‌ها ارزش پیدا کنه. منابع طبیعی حفظ بشه. دست از شعار دادن برداریم و بر اساس حقایق زندگی کنیم نه بر اساس آرمان‌ها و آرزوها. 
آیا به نظر میاد که همچین تصمیمی از طرف نظام گرفته بشه؟ نه. فکر نکنم. 
به نظرم گزینه‌ای که بیشترین شانس را داره حمله نظامی و آشوب و آشفتگی و بدبختیه.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴/۱۱/۲۰
آذر دخت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی